کمپين يک روز بدون گناه

یک روزِ بدونِ گناه

یک روزِ بدونِ گناه

بی شک می نگری ای خدای من
از خوفت، جریان اشکم را
و از ترست، پریشانی دلم را
و از هیبتت، لرزش اعضایم را
این همه شرمساری من به خاطر سوء رفتار من است،
و به همین خاطر از شدت زاری به درگاهت، صدایم فروخفته
و زبانم از راز و نیاز با تو بازمانده ... (قسمتی از دعای 16 صحیفه سجادیه)

در اینجا گرد آمده ایم تا با همکاری و همراهی یکدیگر قدمی برداریم به سوی معبود خویش. می دانیم دانستن بیشتر، مسؤولیت بیشتر به همراه دارد و ندانستن، عذاب. پس با امید به فضل و رحمت پروردگار عالمیان به سوی دانایی قدم برمی داریم، شاید جزءِ رستگاران قرار گیریم.
دوست عزیزم با خواندن پست های این وبلاگ یا به نیازمندی ما پی خواهی برد و یا به ناآگاهی خود. در حالت اول مسلمانی ما ایجاب می کند که به اعضای وبلاگ در راه رسیدن به هدفشان کمک کنیم و در حالت دوم دانسته های جدیدمان، مسؤولیت های جدید را به همراه خواهد داشت.

اگر دوست دارید در این مسیر با ما همسفر شوید، کافی است یک یاعلی بگویید...

ما به آمدن مردی از جنس باران سخت امیدواریم.
شاید او نیز به یاری ما امیدوار شود...

و العاقبه للمتقین

سلام مجدد به دوستانی که نمیدونم میان و نمیخونن یا میان و میخونن و پیام نمیذارن یا کلا نمیان:))


راستش رو بخواید،مسئولیت سایت وانگهی واگذار شد

و ما اندیشیدیم

که با این اقبال گسترده:) از پسش برنمیایم

حالا تا خدا چی بخواد


این پیش خدا حافظی بود...

موافقین ۶ مخالفین ۰ ۹۵/۰۶/۰۹

نظرات (۱۴)

سلام

گاهی وقتا زمانی که تو خانواده اختلاف نظری پیش میاد، نمی دونم چرا همش به این فکر می کنم که هر طور شده نباید کم بیارم.

اگر کم بیارم اون موقع شخصیتم زیر سوال می ره.

مثل اینکه یه پرده ای جلوی فکر و عقل آدمو گرفته باشه.

تو این جور موقع هاست که جدل شکل می گیره. یه چیزی اون می گه، یه چیزی من.

بدتر از همه اینه که خیلی وقتا اصلا من توی بحث نیستم. مثلا زمانی که پدر و مادرم شروع به بحث کردن می کنن. اون موقع منم مثل نخود آش وارد بحث می شم و شروع می کنم باهاشون بحث کردن. فکر می کنم با این کار بحثشون خاتمه پیدا می کنه اما دقیقاً برعکس. بحث تازه کشدار می شه.

این که قلب آدم بعد از این بحثا تیره می شه خیلی اتفاق بدیه. من دقیقاً اینو موردو توی قلبم بعد از جدل و یا حتی پرحرفی احساس می کنم.

در مورد پرحرفی هم باید بگم زمانی که یه گوش شنوا پیدا می کنم، شروع می کنم به حرف زدن. احساس می کنم که تا هست نباید از دستش داد. البته این مورد معمولا توی دانشگاه و در مورد دوستان جوانتر خودم رخ می ده.
فکر می کنم اونها رو باید هدایت کنم، لذا شروع می کنم به راه های مختلف درست و غلط رو براشون شرح دادن. اما وقتی می بینم حرف های من براشون جالبه کم کم وسط های بحث به جای اینکه راه درست رو نشونشون بدم، کم کم شروع می کنم به بزرگ کردن خودم توی چشمشون. این طوری هم پرحرفی کردم و هم دعوت به خود. این می شه که شب که می یام بخوابم احساس می کنم به جای اینکه به خداوند نزدیک تر شده باشم، ازش دورتر شدم.

به نظرم این طور اعمال تاثیر خودش رو سریع می ذاره، و اگه آدم دائم به دیگران گیر بده ممکنه دیگه متوجه تاثیرش نشه.

البته راه جبرانش هم باز فکر می کنم ساده باشه. سعی کنه با خداوند یه ذره پرحرفی کنه. یعنی برای حضرت حق درد دل کنه، بهش غر بزنه، از خداوند متعال بابت کارهاش عذر خواهی کنه و اگر دل کسی رو شکونده، جبران کنه.
اینکه یکی از صفات خداوند سریع الرضا ست، گاهی راه جبران رو واقعاً آسون می کنه.
فکر کنم یه کمی پرحرفی کردم.

دوستان دیگه هم که توی این زمینه نظر نمی دن، حتماً ترسیدن که پرحرفی بشه.

:)

۲۴ شهریور ۹۵ ، ۲۱:۲۳ مرتضی زمانی
سلام کار برا خدا دلسردی نداره
در ادامه مسیر جهاد فرهنگی موفق و موید باشید ....
۰۶ مهر ۹۵ ، ۱۲:۰۸ ساعت زنانه
سلام آرزوی موفقیت براتون دارم شما کار درست رو انجام میدین .
فقط خدا میدونه یه وبلاگ چقدر خواننده خاموش داره!

اما در مورد صحبت زیاد واقعا همینطوره.

اگر اشتباه نکنم امام علی فرمودند که حرف زدن زیاد نشانه بی عقلیه ! البته دور از جان شما :)

دوم اینکه حرف زدتن زیاد کراهت دارد و دل را میمیراند که فرمودید .

سوم اینکه یکی از مسیر های سیر و سلوک کم کردن حرف زدن است!

موفق باشید انشاءالله

سلام بانو
چقدر خوشحالم که روشن شدین:)

ممنون بابت نکته های خوب و دسته بندی شده

سلامت باشید.
واقعا عذر میخوام که نظرتون دیر تایید شد
سلام وبتون عالیه نبندید ما گاهی وقتها میاییم استفاده میکنیم خو ..
۱۰ بهمن ۹۵ ، ۰۷:۴۰ منتـــظر المـهـدی۳۱۳
سلامت باشید
۲۱ ارديبهشت ۹۶ ، ۰۲:۴۶ حجت پناه زاده
سلام
از اینکه جزء وبلاگ های برتر هستید تبریک میگم.
توفیقات روزافزون را برای جنابتان آرزومندم.
با افتخار دنبال خواهید شد
عالییی
۲۴ تیر ۹۶ ، ۱۲:۳۲ پنجره دو جداره
چرا همه دارن خداحافظی میکنن!!!؟؟؟
بابا این کارا رو نکنین
حیفه این وبلاگیه که زحمتشو کشیدین
۲۴ تیر ۹۶ ، ۱۲:۳۳ قانون جذب
ما مطلب میخوایم یاللا
خداحافظی نداریمممم
سلام.
همه پستا و نظراتو کامل خوندم:)
اگه شروع کنید منم هستم:)

خیلی ممنون حتما از وجود شما استفاده خواهیم کرد.
مرسی عالی بود

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی
کلیه حقوق این وبلاگ متعلق به [ یک روزِ بدونِ گناه ] می باشد ; ویرایش شده با توسط پلاک هفت